 stand
اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستاده ام از عشق تو سرشار است
i wait upon the flash of your pround smile,my mother
من منتظر لبخند درخشان وپرغرور تو هستم،مادر
and twist inside at every reprimand
لبخندی که هر گره ای را باز می کند
i,m sorry for the times i,ve caused you pain
برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متا سفم
اما بعد از طوفان های کوچک
after these brief storms,love will remain
این آرامش است که پا برجا خواهد ماند.</p></body></html>با تشکر از سایت نای دل بابت همکاریشان با ما...
(www.nayedel.ir)<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><html><body><a class='folder' href='w:html:135.xml' >آذر ماه</a><a class='folder' href='w:html:141.xml' >دی ماه</a></body></html><?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><html><body><a class='text' href='w:html:136.xml' >محمود کریمی</a><a class='text' href='w:text:137.txt' >پریناز ایزدیار</a><a class='text' href='w:html:138.xml' >علی صادقی</a><a class='text' href='w:text:139.txt' >مهدی رحمتی</a><a class='text' href='w:html:140.xml' >نیوشا ضیغمی</a></body></html><html><body><p>با عرض سلام و احترام و تشکر فراوان از فرصتی که در اختیار ما قرار داده‌اید.
سؤال: خواهشمند است برای شروع با معرفی خودتان بحث را آغاز نمائیم؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور‌ الحجه.به همه دوستداران امیرالمومنین علی (ع)، سلام و عرض ارادت دارم. امیدوارم سؤالات شما خلاصه باشد و من هم خلاصه جواب بدهم تا انشاءالله در فرصت بعدی مفصلاً با هم صفائی داشته باشیم.
من محمود (عباس) کریمی فرزند نقی هستم که در سال ۱۳۴۷ در یکی از محله‌‌ های مذهبی تهران به دنیا آمده‌ام. شغل‌‌‌ام آزاد و مرتبط با فعالیت‌های صنعتی می‌باشد. 
بنده در سال ۱۳۷۰ ازدواج نموده‌ام و دارای دو فرزند می باشم، پسرم۱۱ سال و دخترم ۴ ساله می‌باشد در خصوص خانواده پدری نیز پدرم در سال ۱۳۶۱ درعملیات فتح‌المبین در دشت عباس مفقودالاثر شده‌اند و برادرم ابوالفضل کریمی نیز در کربلای ۵ شلمچه در سال ۶۵ به درجه رفیع شهادت نائل آمده‌اند. دارای سه برادر به نامهای احمد، محمد و حسین می‌‌باشم

سؤال: از سوابق کاریتان بیشتر بفرمایید؟
پاسخ: بعد از رفتن پدرم در کنار تحصیل هم کار می‌کردم و هم مداحی. در مشاغلی همچون نجاری، بنائی و.... مدتی کار کرده‌ام.

سؤال: تحصیلات خود را تا کجا ادامه داده‌اید؟ 
پاسخ: بنده دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه علامه طباطبائی بودم و تعداد ۷۴ واحد درسی نیز گذرانده‌ام اما از آنجائیکه حضور در جبهه فرهنگی را مقدم‌تر دانستم به سراغ مطالعات مرتبط با بحثهای فرهنگی و به ویژه مداحی رفتم و در این زمینه به کسب معارف اسلامی پرداختم.

سؤال: آیا اهل ورزش نیز هستید؟  
پاسخ:بنده دارای کمربند سیاه دان دو در رشته جودو می‌باشم. در رشته شین ‌ذن کاراته نیز کمربند سیاه، دان ۵ دارم و به ورزش شنانیزبسیار علاقمندم.

سؤال: خوب جناب آقای کریمی از شروع مداحیتان بفرمائید؟ 
پاسخ: اولین بار در حالیکه خردسال بودم روی پای مرحوم کافی نشستم و روضه خواندم. الان نیز که بحول و قوه الهی در خدمت اهل بیت (ع) می‌ باشم. 

سؤال: جناب آقای کریمی شما تسلط خاصی در دستگاههای موسیقی دارید، علت این موفقیت را در چه چیزی می‌دانید؟
پاسخ: هر صدایی در یک دستگاه موسیقی ادا می‌شود مثلاًً صدای گریه بچه و حتی کوچکترین صداهایی که شما می‌شنوید. علت آشنایی من نیز با دستگاههای موسیقی به این بر‌می‌گردد که چون بنده قاری قرآن بوده‌ام و در تلاوت قرآن رعایت دستگاههای موسیقی، ردیفها و ... بسیار حائز اهمیت می‌باشد، به مدد کلام وحی در این زمینه مهارت‌هایی به دست آورده‌ام جا دارد در اینجا از اساتید خود نیز یعنی حاج حمید آقای مدِقّ و حاج علی آقای اربابی نیز یاد نمایم که امیدوارم در هر کجا می‌باشند در سایه اهل بیت (ع) سربلند و پیروز باشند. 

سؤال: اشعار در مداحی‌ها و برنامه‌های شما از جایگاه ممتازی برخوردار هستند، اشعار با مضمون و زیبا؛ به طور مثال خیلی‌ها شما را با شعر معروف و بسیار زیبای “عشق یعنی ....“ می‌‌شناسند؟ 
پاسخ: بیشتر شعرها را خودم می‌گویم مثلا همین شعر عشق یعنی که شما گفتید را هم بخاطر دارم که روی موتور در حالت گریه سروده‌ام. دوستی دارم به نام آقای م.ش که ایشان با من سر کار می‌آمد و اغلب اوقات روی موتور به ثبت اشعار می‌پرداخ

سؤال: سابقه همکاری خود با هیات رزمندگان شمیرانات از چه زمانی شروع شده است و دلایل موفقیت این هیات به ویژه در جذب جوانان به عقیده حضرتعالی چه چیزهایی می‌تواند باشد؟
پاسخ: از حدود ۴ سال پیش در ماه رمضان جلسات هیات رزمندگان شمیرانات تشکیل شده و الحمدلله تا حالا نیز ادامه داشته است. به جهت تلاقی نکردن با جلسات دیگر معمولاً در شام هر مناسبت برنامه داریم و اگر بحث جذب جوانان را هم می‌ فرمائید لطف و کرامات اهل بیت بوده‌است.
در خصوص علت موفقیت جلسه هیئت رزمندگان نیز عوامل زیر را می‌توان برشمرد:
البته عامل مهم دیگری که باید به مطالب بالا اضافه شود فعالیت خالصانه عوامل جلسه در هر پستی که هستند می‌باشند. از آبدارچی گرفته تا هر قسمت ، همه وهمه با نیت الهی فعالیت می‌نمایند و این خود از برکات اهل بیت (ع) می‌‌ باشد.

چند جمله از زبان ایشان :
درخت هرچه بارش بیشتر بشود ، سرش پایین تر می آید ، این همان چیزی است که از قدیم به همه آموختند ولی الان لقلقه زبانها شده اگر زورت برسد و زورنگویی مهم است. اگر چشم داشته باشی و به نامحرم نگاه نکنی مهم است. اگر زور نداشته باشی ، یا مثلاً چشم نداشته باشی و بعد بگویی من خودم را کنترل می کنم که هنر نیست. مهم آن است که قدرت داشته باشی و خودت را کنترل کنی!

</p></body></html>پریناز ایزدیار متولد شهریور ماه ۱۳۶۲ است و لیسانس گرافیک دارد قصدش تحصیل در رشته سینما بوده است، ولی به دلیل مخالفت پدر در رشته گرافیک تحصیل می‌کند.

بعد از پخش کارهایش نظر پدرش هم عوض می‌شود. ورود پریناز ایزدیار به عرصه هنر در سال ۸۵ با فیلم سینمایی «بازی خطرناک» حسن هدایت شروع شده است که البته این فیلم هیچ وقت اکران نشد. بعد از آن در تله فیلم‌های بسیاری با کارگردان‌هایی مانند علیرضا امینی، فرزاد موتمن، سعید ابراهیمی‌فر، مسعود آب‌پرور، شاهد احمدلو و… ایفای نقش کرده است


پریناز ایزدیار همچنین بازی در چند سکانس از فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» (که این روزها با استقبال کم‌نظیری مواجه شده است) را بر پرده سینماها در حال اکران دارد. از گفته های پریناز ایزدیار در مورد ۵کیلومتر تا بهشت : از استرس زیاد خون دماغ شدم! استرس کار برای من خیلی بود و روز پخش اولین قسمت خون دماغ شدم! سختی‌های کار مناسبتی خیلی زیاد است، ولی خب به عشق این‌که نتیجه خوب خواهد شد، تحمل کردم. است که گناهش بخشیده شود.گروه، گروه بسیار خوبی است.


آقای سلوکی و شبنم قلی‌خانی بسیار کمکم کردند و باعث شدند که راحت‌تر باشم. من وقتی به گروه پیوستم که کار کلید خورده بود، از همین رو استرس زیادی داشتم. شبنم قلی خانی را خیلی دوست دارم و یکی از دلایلی که به این کار آمدم، شبنم بود